درسی از طبیعت
پند معنوی اسب
اسب سواری به نهر آبی رسید و باید از آن عبور می کرد اما اسب او حاضر نبود از آن نهر کوچک و کم عمق بگذرد.هر چه او اصرار کرد تا اسب وارد آب شود کمترین نتیجه ای نگرفت. مرد حکیمی از راه رسید و گفت: آب نهر را گل آلود کنید تا اسب از آن عبور کند! آب را گل آلود کردند آن گاه اسب به آرامی از آب عبور کرد. حاضران تعجب کردند و از مرد حکیم توضیح خواستند.
او گفت: هنگامی که آب صاف بود اسب عکس خود را در آب می دید و می پنداشت خود اوست و حاضر نبود پا بر خویش بگذارد اما وقتی آب گل آلود شد و خود را ندید به آسانی از آب گذشت.
وقتی اسب حاضر نباشد خود را لگد مال کند چگونه انسان حاضر شود خود را زیر لگد هواها و درخواست های نفسانی لگد کوب کند و ارزش و شخصیت انسانی و الهی خود را نادیده بگیرد!؟
فرم در حال بارگذاری ...